|
سلــــــــــام خوفید؟چه خبرا؟خوش می گذره؟
اینجا که همیشه بره از یه احساس منفی گنده که دو لبی آدمو قورت می ده دوست ندارم چه چیزایی که نمیبینم به قولی داره عجیب چشو گوشم باز میشه سال اولی بودنمو با گم شدنو اشتباهی سوار تاکسی شدن نشون دادم آدرسا رو که یاد نمیگیرم استعدادم خوب نیست تا یه بیرزن میبینم زود میرم بیشش که یه مسیریو با خودش ببرتم ....امام زاده سید جعفرم رفتم خیلی خووب بود شایدم چون غریب بودم خیلی دوست داشتم خدایااااا هیچ وقت تنهامون نزار دوست دارم ... سارا
سلاممممممم امروز تولد داریم الهه جووووووووونم تولد ۱۹ سالگیت مباااااااارک عزیزم دوستت دارم خیلی زیاد ایشالله همیشه تو زندگیت و توی درسات موفق باشی قربونت برم اینم کیک بفرمایید تولد، تولد با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک بوووووس
همه را همه را دوست دارم هم او را که ما را می بیند و انگار نمی بیند هم او را که تنها به نامی از او دل خوشیم هم او را که خداحافظ ما را می شنود و نمی شنود و بالا می رود هم او را که سلام ما را شانه می اندازد بالا حتی هم او او را هم از صمیم دل دوست دارم همه را دوست دارم .. امروز تولد آواز خوان تاس هست سارا
من دل ِ خیلیارو شکستم .بد بودم.بچگی کردم تو که خـــــــــــوبی بــــــــــــــــــــــــــزرگی بگو چرخ روزگارت نچرخونتم ((تلافی نکنه سرم )) تو بگــــــو تا من خودم شب تا صبح دور تنهایی ت بگردم سارا
امشب سبحانک یا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب اجرنا من النار یا مجیر خدایا گر نکنی بر دل من رحمتی وای دلم وای دلم وا دلم و قتله اشقی الاخرین یتبع اشقی الاولین. لم یمتثل امر رسول الله صلی الله علیه و آله فی الهادین بعد الهادین تسلیت ... سارا
دنبال کسی باش که داشته هاتو کامل کنه نه اینکه عاشق داشته هات بشه اینی که اینجا نوشتمش خیلی حرفه هاااا هیچ وقت بهش فکر نکرده بودم جالبه سارا
بال زخمی دارم و پرواز سخت است قلبی تنها دارم و آواز سخت است شمع گریانم گدازنده ز یاران پس چه گویم زندگی بی ساز سخت است می کنم زاری به زار داغ جانم رزو زاری قلب بی همراز سخت است می روم آشفته سوی دفتر خویش دفترم آشفته تر، پس باز سخت است ای تو روح طرد گشته در کجایی؟ عشق بازی بی نیاز و ناز، سخت است پنجره های دلم را باز کردم پنجره ی بی چشم چشم انداز سخت است سارا
یعضی وقتها آدمها کارهای احمقانه بچهگانهای انجام میدن. تا اینجاش خیلی بد نیست طبیعیه. مشکل وقتی رخ میده که بخوان بر انجام این کارهای احمقانه اصرار کنن و با وجود اینکه میدونن احمقانه است به انجام دادنش ادامه بدهند. مثل بعضی از کارهای هر روز من سارا
خوشحالی هایم را می شمارم و به حساب نبودنت می گذارم بودن هایت را زندگی می کنم نفس می کشم هستم. حساب نبودنت سنگین نیست اما، دلم بیچاره دل خیسم طاقت غم ندارد مادرانه هایت را برایم دختری می کردی کاش کمی بیشتر دستانت مرهم آسایشم بود تا ذوق شکفتنم را با تو جشن می گرفتم . تمام حسرتم چشمان خیس توست که رخت عزا می پوشاندم . نه آن زمان که لب فرو بسته بودم به روی دنیا کسی حرف هایم را باور کرد و نه حالا که از بی مخاطبی تو دق می کنم. آدم تنها باشد و خوب باشد و خوشحال محال این روز های من است که چنگ می زنم به اوهام بودنش. باور نمی کنم و با خیالت سرخوشم نفسم در حنجره ی نام تو می پیچد صدایت را نمی شنوم
سارا
الان که دارم می نویسم و شروع کردم به نوشتن. خیلی چیزا از ذهنم رفته بیرون.شاید واسه این که نوشتن ساده تمرکز کمتری می خواد.نزدیکترین چیزی که فکرم رو مشغول کرده مهمونی دیشبه........ با خصوصیات یه دختر امروزی و با همه چیزایی که من تقریبا می تونستم فکر کنم داره تو ذهنش در مورد زندگی آینده ای که می تونه داشته باشه می گذره.قبل از دیشب من اونو ندیده بودم بیشتر از همه ی ریخت و پاشا بیشتر همه ی اون خرجا چیزی که برخلاف همه توجهم رو به خودش جلب کرده بود و به چشم کسی نمی اومد تفاوتی بود که می دیدم تفاوتی که بین اون فرد به عنوان همسرش بود با چیزی که فکر می کردم اون انتخاب می کنه هرچند این متفاوت بودن رو قبلا هم دیده بودم نمی خوام بگم شاید منشا اون تفاوت اجبار باشه اما زندگی آدمایی که دیدم و اون طوری بودن همیشه منو می ترسونه شاید یه حس کم بینیه.یه شکاف بزرگ که جای اونو هیچی به جز یه علامت سوال بزرگ پر نمی کنه و خیلی وقتا اون علامت سوال تا همیشه بدون جواب می مونه همیشه می ترسم از این که یه جورایی شاید شاید جبر آدما یا هر چیز دیگه ای که میشه اسمشو گذاشت مجبورم کنه کسی رو به عنوان شریک سالهای عمرم داشته باشم که هیچ وقت منو نشناسه و من با همه چیزایی که دوست دارم و برام محترمن براش غریبه باشم و اونم برای من امیدوارم هیچ وقت این طوری نباشه به خودم ربطش دادم چون نمی شه گفت همه چی همین طوری می مونه نمی شه گفت هیچی تغییر نمی کنه زندگی همینه خدایا بی تو هیچی نیستم هیچی منو به آدما وا نذار خواهش می کنم خسته ام از این قطب از این سرما بی رنگی تنهام نذار سارا
|
About![]()
گریه کردم تا بدونی زندگی بی غم نمی شه
Home
|